دل دلینم را کجا می بری؟
می دوم در دشت های خیال
و به آغوش تو می رسم .
گویی در شهر تو نیز آسمان همین رنگ است
بگو چه باید کرد تا باران
بر سقف خانه ات ببارد
و داغمه بسته لبهایت از بهار سیراب شوند
عکست هنوز
در چشم ها پنهان است و هر جا که باشی
لبخندت پوستم را می نوازد
بی آنکه بخواهی ...
لیلا
6 اسفند 1388
دو داستان
۶ سال قبل