۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

لبریزم از تردید
و عشق مرا به خسته ترین کناره ها می خواند
سایه ام از من سبفت می گیرد
و ترس از بی صدا شدن دندان ها را به هم چفت می کند ...
نگاهت می کنم
و چشم هایت را نمی بینم
به خط های پیشانی ام دست می کشم
شاید راهی به سوی قلبت پیدا کنم ...
باران می شوی و تنم
از همیشه نبودنت خیس می شود
من در جستجوی کلام آخر شعرم و تو انگار
واژه ها را در چمدان رفتنت پنهان کرده ای...
وقتی عبور می کنی از ذرات آبی ذهنم
هزار پروانه ی رنگین را
بر تنم به رقص می آوری و سرود فاصله
رنگ ها را در ذهنم سیاه تر از فراموشی به تصویر می کشد
دستانت از آن سوی زمان
تکه های نور را از اتاقم می دزد و من
تنهایی قلبم را صبورانه تسلیم می شوم ...

لیلا
23 تیر 1389

۲ نظر:

  1. سلام دوست عزیز
    من به خاطر مشکلات بلاگفا اومدم بلاگ اسپات
    متاسفانه زیاد با هاش کار نکردم و چند تا سئوال دارم میشه راهنماییم کنید؟
    اینکه چطور تاریخ شمسی رو تنظیم کنم و آیا میشه همزمان با تاریخ شمسی تاریخ میلادی هم استفاده کرد؟
    و بعد
    بخش نظر آیا نظر خصوصی ندارد؟
    اتضال به موتور جستجو گر برای معرفی وبلاگ چطوره؟
    ممنون می شم اگه راهنماییم کنین

    پاسخ دادنحذف
  2. مترسکان بی‌کشتزار
    کندوهای شکسته
    دارهای بی‌شهید/

    در ساعت‌های ویران
    دست به دست باد!
    .
    .
    .
    دعوت به مراسم خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار»

    پاسخ دادنحذف

برایم بنویس